خواهد آمد مرهم زخم علی در کوچه ها
نوشته بود اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم ... 
قالب وبلاگ
طراح قالب

 

...... لطفا درنظر سنجی (نذر صلوات برای تعجیل ظهور) شرکت کنید ......

[ دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 ] [ 14:14 ] [ منتظر ]

 

بوی محرمش مياد
خيمه و پرچمش مياد
فرشته از تو آسمون
برای ماتمش مياد

رقيه دخترش مياد
صدای مادرش مياد
تشنگی با لبش مياد
حسين حسين ازش مياد

شاهزاده ای جوون مياد
عباس پهلوون مياد
يه طفل زيبايی مياد
صدای لالايی مياد

مسافرای کربلا
دارن ميرن به مهمونی
دل و بزن به قافله
اگه می خوای جا نمونی
بردار چراغ و پرچمو
اسبابای محرمو
بگير رو دوشت علمو
ديوونه کن يه عالمو
توی صف زنجير زنا
آقا تماشات می کنه
اگه يه قطره عاشقی
وصل به دريات می کنه

کنار هر سقاخومه
به تشنه ها آب بنوشون
بچه های کوچولو رو
لباس سقا بپوشون

 

[ شنبه سوم آبان 1393 ] [ 10:19 ] [ منتظر ]
 

 

 

 

[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ 1:24 ] [ منتظر ]

 

کـــاخ همـه شاهـان جهـان را که بگـردی

دربــار کسـی پنجره فولاد نــدارد

 

[ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ] [ 22:26 ] [ منتظر ]

به کمکمان بیایید...
سید مرتضی را دیدی بگو دوربینش را بیاوردیک مستند بسارزد ازما به نام روایت غفلت!
به حسن باقری بگو در این جنگ نابرابر تاکتیک نداریم!
فقط علی اکبر شیرودی چیزی نفهمد اگر بفهمد واویلاست، میمیرد برای خمینی!
شاهرخ ضرغام را حتما خبر کن،بگو به خمینی ای که روی سینه ات خالکوبی کردی میخندند!...
راستی حاج احمد ،اصلا میدانی موبایل چیست؟تاحالا با وایبر و واتس آپ کار کرده ای؟
بی خیال برادر همان بی سیمت را بیاورمن آخرین نسخه ی اندروید را رویش نصب میکنم!
فقط خواهشا به نیروهایت دستور بده آن تند روی هایی که در مریوان و پاوه و فکه و خرمشهر و شلمچه کردند در فضای مجازی نکنند!
اینجا اداب خودش را دارد!
باید همه چیز را با گفتگو حل کنید!
حاج احمد تلفات زیاد داده ایم!
مسامحه و غفلت امانمان را بریده!
دغدغه ی لایک و فرند سرمان را گرم کرده!
عده ای به اسم جذب حد اکثری حداقل اعتقاداتشان را به حراج گذاشته اند!
تورا بخدا برگرد!
خدا را چه دیده ای شاید در این مخمصه ای که گیر کرده ایم تو و رفقایت به دادمان رسیدید...!

[ پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 ] [ 15:50 ] [ منتظر ]

 

وقت جنگ است ابولولو و مختار کجاست
ذوالفقار دو دم حیدر کرار کجاست

هرکه دارد به دلش حبّ امام هادی
بی مرام ست کزین غم نزند فریادی

من که راه علی و فاطمه را می جویم
قد و اندازه خود حرف دلم میگویم

دین ما آخر دین است پُر از آزادیست
پشت من گرم به عباس و امامِ هادیست

آمدم سینه سپر کرده و بی باک و دلیر
ای حرامی ولد حیض بیا آمده شیر

من که اصل و نصب پست تو را میدانم
خیره در چشم تو امروز رجز میخوانم

زکجا آمده ای زاده هفتاد پدر
مادرت شهره شهر است تو از یاد مبر

چه به خود دیده ای امروز به جنگ آمده ای
نجس العین چرا جنگ پلنگ آمده ای

ولدسگ تو کجا و سخن از آل الله
گر حریف من و ارباب منی بسم الله

شیر سگ خورده و از نسل زنایی شاهین
کفر تو محض و تو مرتدی و از گمراهین

پیرو راه تو باشند همه بی غیرتها
خالکوبی شده عکس تو روی عورتها

مادرت خان کرم بوده ولی پیر شده
خواهرت بس که زمین خورده زمینگیر شده

همجنس بازی و ابلیس تو را قدیس است
به اباالفضل قسم خون تو از ابلیس است

.....................................................

+ اول معذرت به خاطر بضی کلماتی که تو شعر بود...
+ دوم اینکه انقد حرصم گرفته بود این شعرو تو وبلاگ گذاشتم، امیدوارم ببخشید.

[ جمعه هجدهم مهر 1393 ] [ 15:50 ] [ منتظر ]

 

ای امیر عرفه بی تو صفا نیست که نیست

بی تو در آن عرفه عشق و وفا نیست که نیست

ای امیر عرفه یوسف زهرا مهدی

حاجتی غیر ظهورت به خدا نیست که نیست

[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 16:0 ] [ منتظر ]

 

داعش چه ز ما و کربلا میدانی؟
ما را ز سر بریده میترسانی؟!

ماگر ز سر بریده می ترسیدیم
در مستی مرگمان نمی رقصیدیم

ماشیفته ی راه شهادت هستیم
سرباز و فدایی ولایت هستیم

صد بار اگر کشته به راهش گردیم
با جان دگر دوباره برمی گردیم

شاگرد کلاس اول عباسیم
پس روی حسین و زینبش حساسیم

تا باز بفهمی که چه بی پرواییم
با سر به ستیز خنجرت می آییم

کودگ نشوی، گول خودت را نخوری!
با خنجر خود دست خودت را نبری

پا را زگلیم خود فراتر نبری
این لقمه بزرگ است دهان را ندری

با پا به سر بخت سیاهت نزنی
با دست خودت گور خودت را نکنی

پایت به حریم کربلا وا بشود
صد کرب و بلای تازه برپا بشود


شاعر:محمدرضا جوان


برچسب‌ها: میترسانی, سر بریده, داعش, کربلا, عباسیم
[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 15:36 ] [ منتظر ]
آقا ...

جسم یک کودک غزه ای کبود است بیا

مکه و قدس همه دست یهود است بیا

دق نکردیم ببخشید! شنیدیم یهود ...

زینت از گوش زن شیعه ربوده است بیا ...

 

[ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 ] [ 21:11 ] [ منتظر ]
 

http://media2.afsaran.ir/siMdvFt_415.jpg

 

حرم لبریز زایرها
مسافرها...
مجاورها
گروهی آذری ها و گروهی از شمالی ها
یکی از پای قالی و یکی از بین شالی ها
وحالا هرکدام آرام
زبان واکرده در این ازدحام، آرام:
"ببین این دست پینه بسته را آقا
ببین این شانه های خسته را آقا
به بیخوابی دوچشم خویش رامجبووور کردم من
به زحمت پول مشهد آمدن را جوور کردم من
نشستم تا بگیرم دامن ایوان طلایی را
به سمتت باز کردم دست خالی گدایی را"

یکی درد دلش را با امام مهربان می گفت
یکی بالای گلدسته اذان میگفت
صدا پیچید در صحن و حرم، گویا درو دیوار با انصاریان میگفت:
"اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی..."

یکی بغض میان آه را میگفت
یکی هم خستگی راه را میگفت
جوان زایری در گریه هایش"آمدم ای شاااه" را میگفت.

خلاصه عده ای اینجا و خیلی ها ز راه دور ، دلگیر حرم هستند
همانهایی که جاماندند و حالا پای تصویر حرم هستند..
.
.

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ 23:18 ] [ منتظر ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

اماما ... منتظریم ... منتظر یک اشاره
برچسب‌ ها
حمایت می کنیم

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید