خواهد آمد مرهم زخم علی در کوچه ها
نوشته بود اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم ... 
قالب وبلاگ
طراح قالب

 

...... لطفا درنظر سنجی (نذر صلوات برای تعجیل ظهور) شرکت کنید ......

[ دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 ] [ 14:14 ] [ منتظر ]

 

داعش چه ز ما و کربلا میدانی؟
ما را ز سر بریده میترسانی؟!

ماگر ز سر بریده می ترسیدیم
در مستی مرگمان نمی رقصیدیم

ماشیفته ی راه شهادت هستیم
سرباز و فدایی ولایت هستیم

صد بار اگر کشته به راهش گردیم
با جان دگر دوباره برمی گردیم

شاگرد کلاس اول عباسیم
پس روی حسین و زینبش حساسیم

تا باز بفهمی که چه بی پرواییم
با سر به ستیز خنجرت می آییم

کودگ نشوی، گول خودت را نخوری!
با خنجر خود دست خودت را نبری

پا را زگلیم خود فراتر نبری
این لقمه بزرگ است دهان را ندری

با پا به سر بخت سیاهت نزنی
با دست خودت گور خودت را نکنی

پایت به حریم کربلا وا بشود
صد کرب و بلای تازه برپا بشود


شاعر:محمدرضا جوان


برچسب‌ها: میترسانی, سر بریده, داعش, کربلا, عباسیم
[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 15:36 ] [ منتظر ]
آقا ...

جسم یک کودک غزه ای کبود است بیا

مکه و قدس همه دست یهود است بیا

دق نکردیم ببخشید! شنیدیم یهود ...

زینت از گوش زن شیعه ربوده است بیا ...

 

[ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 ] [ 21:11 ] [ منتظر ]
 

http://media2.afsaran.ir/siMdvFt_415.jpg

 

حرم لبریز زایرها
مسافرها...
مجاورها
گروهی آذری ها و گروهی از شمالی ها
یکی از پای قالی و یکی از بین شالی ها
وحالا هرکدام آرام
زبان واکرده در این ازدحام، آرام:
"ببین این دست پینه بسته را آقا
ببین این شانه های خسته را آقا
به بیخوابی دوچشم خویش رامجبووور کردم من
به زحمت پول مشهد آمدن را جوور کردم من
نشستم تا بگیرم دامن ایوان طلایی را
به سمتت باز کردم دست خالی گدایی را"

یکی درد دلش را با امام مهربان می گفت
یکی بالای گلدسته اذان میگفت
صدا پیچید در صحن و حرم، گویا درو دیوار با انصاریان میگفت:
"اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی..."

یکی بغض میان آه را میگفت
یکی هم خستگی راه را میگفت
جوان زایری در گریه هایش"آمدم ای شاااه" را میگفت.

خلاصه عده ای اینجا و خیلی ها ز راه دور ، دلگیر حرم هستند
همانهایی که جاماندند و حالا پای تصویر حرم هستند..
.
.

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ 23:18 ] [ منتظر ]
 

این روزها این جمله را براحتی میتوان فهمید و لمس کرد ...!

وقتی نگاه می کنم به عراق، افغانستان، یمن ، سوریه و مصر و فلسطین و ...تازه می فهمم امنیت را

نیروی نظامی تضمین نمی کند!

امنیت را " ولایت فقیه " تضمین می کند ...

حالا می فهمم که چرا امام (ره) می گفت:

« پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد »

 

[ جمعه هفدهم مرداد 1393 ] [ 13:6 ] [ منتظر ]

 

یک ماه از عطش به غــمش گـــریه کــــرده ام ...
مُهر قبولی طاعتم امضای زیــنب است

وقتی که قوت غالبم اشک روضه هاست
با این حساب فطریه ام پای زینب است...

دارم یـقین که عــــیدی امـــسالم از کرم
یک کــــــــــربلا به لطف دعا های زینب است ...

 

[ سه شنبه هفتم مرداد 1393 ] [ 1:31 ] [ منتظر ]
 

رمضان رفت و من در خواب و محرم در پیش ... ترس من کرببلایی است که امضا نشود

 

 

 

[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 16:42 ] [ منتظر ]

 

خودمانیم ها ولی من هم،عشقبازی جالبی دارم
شنبه تا جمعه طی شده تازه،یادم افتاد صاحبی دارم

دارم از دست می روم آقا :'(،پس چرا دیر کرده ای شاها؟
او نه اصلا،خودم که می دانم ادعاهای کاذبی دارم


سال ها غایب است و باور کن،کک من نمی گزد اما
باز هم با دروغ می گویم((تو بیا کار واجبی دارم))

او نبوده چه کار کردم من؟به کدام آب و آتشی زده ام؟
شنبه تا پنچ شنبه خوش جمعه،وای من نیز غایبی دارم

آقا فقط میتونم بگم: شرمنده ام ....

 

[ یکشنبه پنجم مرداد 1393 ] [ 18:47 ] [ منتظر ]
پـسـر ﺑــﭽـﻪ اﯼ 4 ﺳــالـه ﮐــﻪ ﯾــﻪ ﺭﻭﺯ ﮐــﻪ ﮐــﺎﺭﺧﯿـﻠـﯽ ﺑــﺪﯼ ﮐــﺮﺩﻩ ﺑــﻮﺩ
ﻣـﺎﻣـﺎﻧـﺶ ﺩﻧـﺒـﺎﻟـﺶ ﺩﻭﯾـﺪﺗـﺎ ﺑﯿـﺮﻭﻥ ﺣﯿــﺎﻁ
ﭘـﺴـﺮﮎ ﻫـﻤـﻮﻥ ﺟﻠــﻮﯼ ﺩﺭ ﻭﺍﯾـﺴـﺘـــﺎﺩ ﻭ ﺟــﻠﻮﺗــﺮ ﻧـﺮﻓــﺖ...!
ﻣـﺎﻣـﺎﻧـﺶ ﻫـﻢ ﮐﺘــﮑـﺶ ﺯﺩ.....
ﺑﻌــﺪ ﻭﻗﺘـﯽ ﺑـﺮﮔـﺸـﺖ ﺗـﻮﺧـﻮﻧـﻪ ﺑـﺎ ﭼـﺸـﻤـﺎﯼ ﭘـﺮ ﺍﺷـﮑـﺶ ﺑـﻪ ﻣـﺎﻣـﺎﻧـﺶ ﮔﻔـﺖ :
ﻓـﮑـﺮ ﻧـﮑـﻦ ﻧـﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﺴـﺘـﻢ ﻓـﺮﺍﺭﮐﻨــﻤـﺎ ... ﺗـﻮ ﭼـــــﺎﺩﺭ ﺳـﺮﺕ ﻧـﺒـﻮﺩ ...

...........................................................................................................

+ قابل توجه بعضی مردهای به ظاهر مرد ...

[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ 18:36 ] [ منتظر ]

 

بهش گفتم: امام زمان (عج) رو دوست داری؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت: آره!
گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟...
گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله
گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟
براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده
و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری
و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.
عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟
بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم.
بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟
چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه!
دوست داشتن به دله…
دیدم حالتش عوض شده
بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟
تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟
حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟
معلومه که دروغ میگه
گفتم: پس حجابت….
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو
با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره
از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره
می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.

[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ 0:11 ] [ منتظر ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

اماما ... منتظریم ... منتظر یک اشاره
برچسب‌ ها
حمایت می کنیم

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید